آقایان دیگر خیال‌تان راحت، ابومسلم رفت، یادداشتی برای هوادارانی که از ابومسلم برایشان فقط غم ماند...

ماندن همیشه خوب نیست و رفتن هم همیشه بد نیست؛ گاهی باید رفت تا بعضی چیزها بماند که اگر نروی هر آنچه ماندنی ا‌ست، خواهد رفت. ابومسلم هم با آن همه حاشیه و مصاحبه و بی پولی و بی کسی بالاخره رفت و با رفتنش خیال خیلی‌ها را راحت کرد، مسئولان از استانداری گرفته تا شهرداری و حامیان مالی، از مدیرکل ورزش و جوانان تا هیات فوتبال استان، از رسانه‌ها تا کسانی که فقط به فکر سود جیب‌شان بودند؛ اما در این میان تنها کسانی که دلشان برای ابومسلم تنگ خواهد شد، هواداران همیشگی آن است. کسانی که به عشق پرچم قرمز و مشکی ابومسلم در هر شرایطی به میدان می‌آمدند، کسانی که با نگرانی برای آن جلوی دوربین صدا و سیما اشک ریختند و بر سر مسئولین داد زدند. همان‌هایی که می‌خواستند از حقوق ناچیز خودشان حتی هزار تومان بگذارند تا مسئولین تکیه زده بر صندلی‌هایشان دیگر نگویند ابومسلم پول ندارد، کسانی که با پیروزی‌هایش شادی کردند و با باخت‌هایش گریه، کسانی که بر روی نام ابومسلم غیرت داشتند...

شاید امروز با سقوط کردنت حکم نابودی خودت را امضا کردی اما اگر سقوط نمی‌کردی و می‌ماندی دوباره دست‌هایت خالی می‌ماند. چون اینجا ثابت شده است که تو را نمی‌خواهند، با نامت مشکل دارند، یکی به فکر جیب خودش است و آن یکی می‌خواهد با تو خودش را اثبات کند و دیگری فکر می‌کند جزئی از اموال او هستی.

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی است را جا گذاشت، مثل خاطره‌ات، افتخاراتت، مثل نام تمام قهرمانانی که پرورش دادی؛ که اگر می‌ماندی دیگر تحملی برای شنیدن صدای شکستن غرور هوادارانت نبود. که هر کسی که از راه می‌رسد درباره تو نظر ندهد گویا یادشان رفته است تو، یعنی ابومسلم، همان پرافتخارترین تیم شرق کشور، محبوب‌ترین تیم مردمی و گربه سیاه پرسپولیس و استقلال در گذشته‌ای نزدیک هستی. 

برو و بگذار یادت حسرتی شود برای کسانی که می‌توانستند برایت کاری کنند ولی نخواستند و نکردند، بگذار خاطره‌ات در قلب هوادارانت بماند با همان غرور و افتخار گذشته.

زیرا رفتنت ماندنی می‌شود وقتی که باید بروی، بروی...

 

یادداشتی از خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقه خراسان