نامه جمعی از هواداران باشگاه مردمی و پرطرفدار ابومسلم خراسان در خصوص مسائل اخیر باشگاه

انتشار نامه ای با امضای 12 تن از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی در خصوص «ضرورت واگذاری مالکیت باشگاه به نیروهای بومی!» هم باعث خرسندی و هم باعث تعجب ما گردید! خرسندی از آن جهت که بالاخره برای یک بار هم که شده، تاریخ ورزش پرطرفدار فوتبال استان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شاهد اظهار نظر متحد 12 تن از نمایندگان مجلس در خصوص موضوعی مرتبط با ورزش حرفه ای و فوتبال استان بود و این اثبات کننده و نوید دهنده این واقعیت است که این ورزش پرهوادار از منظر نمایندگان محترم استان، دیگر در محاق مشکلات و مباحث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان قرار نگرفته و تحت الشعاع موضوعات دیگر واقع نخواهد شد و از این پس به امید خدا اگر رتبه اول در صف مطالبات و خواست های مردمی خطه دلاور پرور خراسان رضوی را کسب نکند،.........

، لااقل در رتبه آخر هم نیست! لذا برماست که حق شناسی کنیم و تشکر، هم از تهیه کنندگان متن نامه، هم از امضا کنندگان آن بویژه آن دسته از عزیزانی که زیر امضایشان مطلب نوشتند، همچنین از کسانی که این نامه را در رسانه ها انتشار دادند و در نهایت اظهار امیدواری کنیم که انشاءالله نیت های نیک و امیال الهی و خیرخواهی پشت این نامه بوده و از روی دلسوزی، صداقت و با علم و آگاهی و بصیرت نگارش و امضا شده باشد! و اما ذکر این نکات لازم است:...
1) همانطور که می دانید، فوتبال در دنیای امروز، تنها یک رشته  ورزشی نیست! بلکه یک صنعت است، یک شاخه ای از علم است و یک رشته صددرصد تخصصی و بسیار اثرگذار در دیگر موضوعات کلان یک کشور و شاخص های توسعه اجتماعی و اقتصادی، علمی و فرهنگی و سیاسی جوامع است خصوصاً در جامعه جوان ما که همواره مورد غضب دشمنان خدا و ملت و تهاجم فرهنگ منحط غرب بوده است. از این جهت مانند رشته تخصصی پزشکی یا هر رشته تخصصی دیگر، روشن است که باید هرگونه اظهار نظر و دیدگاه یا انتشار هر مقاله و نامه، صددرصد مبتنی بر «نه تنها آگاهی، بلکه بصیرت» و «نه تنها تحقیق، بلکه راستی آزمایی» باشد! حال سئوال اینجاست که اظهار نظراتی چنین قرص و مستحکم، کلی و مطلق در باب ضرورت بی چون و چرای واگذاری مالکیت تیم به افراد بومی! (البته بر فرض این که این ادعا را بپذیریم که همه گردانندگان و مربیان و بازیکنان فعلی باشگاه غیر بومی اند که چنین نیست!)، آیا از روی آگاهی و بصیرت و تحقیق و راستی آزمایی است؟ اساساً چه تحقیق و پژوهش علمی و میدانی پشتوانه آن است که نمایندگان محترم با تکیه بر مستندات و آمارهای تخصصی آن به چنین نتیجه ای رسیده اند؟ آیا این حق ما هواداران پرطرفدارترین تیم مردمی شرق کشور نیست که برای رشته ای که برگزاری فقط یک مسابقه آن نیازمند تشکیل «شورای تأمین استان» و اتخاذ تصمیمات و ملاحظات بعضاً امنیتی است، از دلایل، مآخذ و منابعی که باعث این اظهار نظر صددرصد تخصصی و مطلق شده، مطلع باشیم؟

2) جالب آن که با نگاهی گذرا به آرشیو مطبوعات ورزشی استان و مرور اظهار نظرات مسؤولان مرتبط، خبرنگاران و حتی برخی از نمایندگان عزیز در می یابیم که اتفاقاً بر خلاف نظر قاطع شما بزرگوران، باشگاه ابومسلم خراسان و تیم فوتبال آن غالباً در دوران مدیریت چهره های غیر بومی استان به نتایج ارزشمند و بعضاً طلایی خود دست یافته، نه در دورانی که میان مدیران به اصطلاح بومی دست به دست گشته است! مگر نه این است که دوران مدیریتی «سردار ملاحی» را طلایی ترین دوران رشد و تعالی باشگاه ابومسلم بر می شمرند؟ مگر در زمان آقای شفق که به پایان دوران مالکیت نیروی انتظامی بر این باشگاه مردمی نیز مبدل شد، ابومسلم به مقام برترین تیم شهرستانی لیگ برتر نائل نشد؟ مگر در این دوران نبود که بازیکنان ارزشمندی از خطه خراسان رضوی تحویل ورزش فوتبال حرفه ای کشور گردیدند؟ و برعکس آن به استناد مصاحبه ها و اطلاعات مندرج در سایت رسمی باشگاه یا افشاگری های مطبوعات، در دوران کدام مدیریت و مالکیت، رضایت نامه سفید امضا به بازیکنان فوتبال تیم ـ که سرمایه های اصلی یک باشگاه قدیمی به شمار می آیند ـ داده شد تا آنان به سرعت تیم را ترک کرده و در نتیجه تیم به دسته پایین تر سقوط کند؟ آیا این اتفاق نامبارک و معنا دار و اتفاقاتی شبیه آن مانند صدور رضایت نامه جعلی با مهر و سربرگ واقعی باشگاه به بازیکن پاکستانی تبعه انگلستان و فراهم ساختن خروج سریع وی از کشور و یا دریافت وام های آنچنانی و ماندن انبوهی از طلبکاران روی دست باشگاه که باید از محل این وام ها طلب هایشان را دریافت می کردند و الان معلوم نیست این پول های هنگفت در کجا و چگونه هزینه شده و آیا اساساً هزینه شده یا نه؟ در دوران کدام مدیریت رخ داده است؟ به راستی که اگر دخالت به موقع آقایان دکتر صلاحی استاندار ورزش دوست و هوشمند استان و همچنین درایت و تدبیر سکان دار ورزش استان آقای افشین داوری نبود، با این عملکرد سیاه آقایان، تیم محبوب ابومسلم به جای باقی ماندن در دسته یک، قطعاً به دسته  دو سقوط می کرد که همانا خواست قلبی این مدعیان سینه  چاک نیز همین بود که بحمدلله چنین نشد و نخواهد شد!

3) عزیزان ما، همانطور که بهتر از ما مستحضرید، امروزه ورزش فوتبال در دنیا حد و مرز جغرافیایی نمی شناسد! جهان و قاره و منطقه و کشور همه برای او یکی است! مرزهای قاره ای و کشوری برای آن بی معناست تا چه برسد به مرزهای استانی و شهری! در این رشته و تخصص همچون سایر رشته های علم و صنعت، «شایسته سالاری» ملاک است نه «بومی سالاری»! چون شما بزرگواران در نامه خود به موضوع «ورزش حرفه ای» اشاره فرمودید، از این جهت طرح این موضوع باعث تعجب مضاعف ماست که امروزه نه تنها در این گیتی پهناور بلکه در کشور خود ما بسیاری از بازیکنان و لژیونرها در تیم های کشورهای دیگر حضور دارند و بسیاری از بازیکنان خارجی و سیاه چهره در تیم های فوتبال باشگاه های لیگ برتر و دسته یک و حتی دسته دوی ما بازی می کنند! امروزه مالک تیم چلسی آقای «ابراهیم ویچ» از بلوک شرق وارد تیم های غربی می شود و حتی بسیاری از بازیکنان برای حضور در تیم های ملی، ترک تابعیت خود کرده و گذرنامه ملی و شناسنامه شهروندی خود را باطل می کنند! نه تنها در سطح بازیکنان بلکه در سطح مالکان و مدیران تیم های بزرگ، سرمربیان، مربیان و کادر فنی و همه و همه و هر لحظه این تغییرات و جابجایی ها به راحتی و بدون ایجاد حاشیه و سرو صدا صورت می گیرد چون اساساً نگاه فوتبال، نگاه تغییر محور است و برای ماندن در پله اول نگاه مخاطبان میلیونی و بلکه میلیاردی خود در فضای رسانه و تلویزیون جهان و بلکه اقتصاد ورزش، مجبور به تحول و جابجایی های مکرر و جذب بهترین هاست هرچند اگر عضو آن ملت و شهر و منطقه هم نباشند! همچنان که در تیم های فوتبال کشور خود ما نیز چنین است و دست اندرکاران تیم ها اعم از مدیران و مربیان و کادر فنی و بازیکنان در هر فصل جابجا می شوند مانند آقایان شفق در تراکتور سازی و یا عابدینی در داماش گیلان یا هدایتی در استیل آذین. حال بماند که در اتفاقی بسیار نادر و در گذشته ای نچندان دور، در همین استان عزیز ما یک کارخانه بزرگ اقتصادی متقبل هزینه های تیم فوتبال استانی دیگر می شود که ای کاش آن موقع شاهد نگارش این نامه با امضای شما دوازده بزرگوار بودیم!

4) ذکر این نکته قابل توجه است که شما منتخبان مردم فهیم استان با این کارنامه خوب خدمتگزاری و سوابق درخشان ولایتمداری و هوشمندی سیاسی، قطعاً از روی دلسوزی و دغدغه تعالی ورزش به نگارش و امضای این نامه روی آورده اید اما در این برهه و زمان بسیار حساس، این اقدام متأسفانه شائبه و بوی حمایت و طرفداری از کسانی را به خود گرفته که متأسفانه در جریان فتنه انتخاباتی سال 88، حامی سرسخت جریان سبز و  سینه چاکان سران فتنه موسوی و کروبی بودند و اکنون نیز هستند! لذا تقاضا داریم نمایندگان محترم با توجه به قصد و نیت خود، جلوی هرگونه سوء استفاده و بهره برداری سیاسی را گرفته چرا که این افراد با مصادره این نامه به نفع خود، بی شک خواهان القای این نکته هستند. هرچند به ما هم باید حق بدهید که از نمایندگان خود بپرسیم ضرورت «واگذاری تیم به نیروهای به اصطلاح بومی!» چرا سال گذشته احساس نشد و نمایندگان محترم وارد این صحنه نشده و سکوت اختیار کردند؟!

5) و تعجب دیگر آن که این احساس ضرورت ها در حالی مطرح می شود که تمام تلاش و مساعی مدیریت فعلی باشگاه ابومسلم خراسان طی این هشت – نه ماه گذشته از زمان تحویل تیم از استانداری بر آن بوده تا ضمن بهره مندی از تمامی ظرفیت های موجود در سطح کشور برای اعتلا و رشد باشگاه و تیم فوتبال آن، محوریت و اصالت را به استفاده از «نیروهای بومی» اعم از سرمربی و مربیان، کادر فنی و کادر اجرایی و در نهایت بازیکنان دهد. ضمن آن که خوشبختانه سکوت رسانه ای حاکم طی ده روز گذشته، فضای آرام و نسبتاً مناسبی را برای جذب بازیکنان شایسته از سراسر کشور برای مدیران باشگاه فراهم کرده بود که متأسفانه اکنون با انتشار این نامه، این فضا ملتهب و بحرانی شده و در این زمان کوتاه تا پایان تاریخ جذب بازیکنان، افسوس که برخی امیدها از حضور شایسته ها در تیم فوتبال ابومسلم کمرنگ شده است.

در پایان یادآور می شویم:
1) ما به عنوان هواداران و دلسوزان باشگاه قدیمی و کهن ابومسلم خراسان مانند سایر تیم های استان های دیگر بر این اعتقادیم که حقیقتاً برای ما اعتلای فوتبال استان بویژه تیم مردمی فوتبال ابومسلم مهم است نه این که مالک باشگاه فردی بومی باشد یا نباشد! واقعا اگر نمایندگان محترم فکر می کنند فرد بومی لایقی هست که از این آزمون مهم سربلند بیرون بیاید، ما هم حاضریم از وی حمایت کنیم ولی باید اذعان کنیم که «آزموده را آزمودن خطاست!».
2) ما هواداران ضمن تشکر و حمایت قاطع از جناب آقای «آرین منش» نماینده محبوب فرهنگی و ورزش دوست استان که چند ماه اخیر چه در موضوع پیام و چه ابومسلم، حضوری فعال و جدی داشتند همچنین از دیگر نمایندگان محترم استان، تقاضامندیم ترتیبی اتخاذ فرمایند تا امسال با اختصاص بخشی از بودجه فرهنگ به باشگاه ابومسلم خراسان، تلاش کنند تا حداقل قسمتی از بدهی های گذشته باشگاه که میراث مدیریت سوء همین مدعیان فعلی است، پرداخت شود. شاید در جوی آرام و فضایی با آرامش و با حمایت جنابعالی که به تبع آن حمایت صنعت و اصناف را نیز به دنبال خواهد داشت، با همدلی و صفا و یکدلی بتوانیم شاهد رشد و شکوفایی ابومسلمی قوی و نیرومند باشیم.
3) این نامه که در واقع یک طومار الکترونیکی است، توسط جمعی از هواداران باشگاه ابومسلم تهیه شده و از سایر هواداران می خواهیم تا با درج نظراتشان ذیل همین پست، مطلب بگذارند و از رسانه ها خصوصاً رسانه های استان می خواهیم نسبت به انعکاس این نظرات و دیدگاه ها، ایفای نقش نمایند.

به امید روزی که شاهد رشد و تعالی فزاینده و روز به روز باشگاه با سابقه ابومسلم خراسان در سایه همدلی و همراهی همه مسئولان و مربیان و بازیکنان و دلسوزان باشگاه باشیم که بدیهی است جز با توجه به اصل و متن و دوری از فرع و حاشیه حاصل نمی شود.

والسلا